پرش به محتوا

داستان

موفق ترین فروشنده دنیا

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاه های بزرگ در ایالت کالیفرنیا که همه چیز می فروشند، می رود. مدیر فروشگاه به او می گوید: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه ی کار، در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم.

ادامه »موفق ترین فروشنده دنیا

تمرکز

تمرکز

از عارف بزرگی پرسیدند: «آیا پس از این همه دانش و فرزانگی، هنوز هم به ریاضت مشغولی؟»

گفت: «آری»

گفتند: «چگونه؟»

گفت: «وقتی غذا می خورم، فقط غذا می خورم و وقتی می خوابم، فقط می خوابم.»

ادامه »تمرکز